|
ندایی از فراسوی خیال مرا می خواند که دریاب مرا
و چه محزون به مانند آواز شباهنگ مرغ عشقی اسیر می خواهد که مرا برهان زین بند نمور که مرا پـــــــــــــــرواز بایـــد به دنبال صدا به هر کوی نظر می کنم هر چه می روم کمتر میابم ز او نشانه ای غمگینم ناراحتم به خود می گویم پس که بود که مرا می خواند که رهایم کن پروازبده مرا صدا کنون پرطنین تر از همیشه می گوید حال آمدی این منم که تو را می خوانم من خودتم.......
|
About
تقدیم به چشم های که در راه ماندند و دل هایی که انها را راندند"
Home
|