مجنون...
هنگامی که زیبای جهان از نظر مجنون به خاک سیه شد مجنون خود را بر مزار معشوقه رساند
سنگ قبر را در بغل گرفت و از دل به زاری گریست و سعادت ان را یافت که در جوار لیلی
جان به جان آفرین تسلیم کند ولی
ای طبیعت شکر تو این سعادت بی نظیر را هم از من دریغ کردی...
+نوشته شده در سه شنبه 1386/04/12ساعتتوسط سایه | |
تقدیم به چشم های که در راه ماندند و دل هایی که انها را راندند" تقدیم به اشک هاییکه غرورشان شکستو عهد هایی که کسی آنهارا نبست...
لی لی جانسون دوستت دارم رویای من و ... بن بست تنهایی(آبجی معصومه) زندگی یعنی عشق 1 لی لی جانسون هیچستان ابدی من دشت عشق کلبه ی تنهایی من هیچستان دلکده(رونیکا) سرنوشت مهندس هادی خیانت pinky061 مادرانه ای برای کودکی که زاده نخواهد شد فقط خداست که با وفاست